صدایی که ..............
نمی توانم هیچ بگویم. فقط یک بار صدایش را گوش کردم و در آخر صدایش در درون اشک هایم گم شد.
کیوان از مختاری می گوید. از پوینده! از کسانی که درست در همین فصل پاییز چون برگ خزان بر زمین افتادند. تا ما هر سال ژست بگیریم. هر سال بزرگداشت برگزار کنیم تا جایزه بگیریم تا بشویم قهرمان زندانی تا بشویم خیلی چیز ها.....
اما چه فایده مگر مختاری و پوینده دیگر به کنار ما بر می گردند؟
کیوان از مختاری پوینده می گوید. و من اشک می ریزم. صدای کیوان و آن لحنش و ..... راه گلویم را باز می کند. بغض فرو خفته ی چند ده ساله ام را!
اما در آخر فقط شرم می کنم. شرمم باد که هیچ نکردم برای آن که کیوان را به کنار خودمان بازگردانم تا کابوس سیاه و سرد پاییز ۷۷ در پاییز ۸۶ تکرار نشود.
شرممان باد اگر صدای کیوان را بشنویم و باز هم هیچ نکنیم.
شرممان باد اگر بشنویم کیوان دارد می گوید. مختاری ۳ روز بعد از احضار به دادگاه انقلاب در ۹ آذر در خیابان رب
وده می شود. یعنی ۱۲ آذر
شرممان باد اگر بدانیم که کیوان نیز درست ۱۲ آذر در خیابان ربوده
شده است. باز هیچ نکنیم.
شرممان باد اگر ۱۰ سال دیگر کسی دیگر برای کیوان پادکست درست
کند.
من شرمگینم!
و شاید همین حس سرخ شرم ما را بیدار کند. شاید سرخی این شرم تبدیل به عمل آگاهانه ی جمعی شود برای رهایی کیوان و تمامی رفقای در بندمان!
این صدا را گوش کنید شاید .............. من که دیگر امید ندارم!
مختاری می گوید: تف کرده..... شیب فاضلاب هستی این جا شیب گرفته............ کیوان .....کشتار ۶۷ را می گوید. قتل های زنجیره ای و دهه سیاه ۶۰ آیا نیازی است به این لیست باز هم اضافه کنیم. پس کاری کنید. تنها کاری کنید!
دیگر هیچ نمی گویم!
منبع: زیستن برای بازگفتن
خاطرم هست٬ چند سال پیش٬ کیوان به همراه جمعی از دوستان برای دیدار از نمایشگاه کتاب٬ به نمایشگاه بین المللی تهران رفته بود. ظاهرا در اثر وزش باد یکی از درخت های موجود در محوطه نمایشگاه سقوط می کند و از شانس بد مستقیما روی کیوان می افتد. بیچاره زیر بار وزن درخت مهره های کمرش شکست و حدودا یک ترمی دائما در حال جراحی و درمان بود. به نحوی که با وجود تلاشهای فراوان مجبور شد تحصیلش را یک سال دیرتر به اتمام برساند. با این حال او توانست به عنوان دانشجوی ممتاز بدون شرکت در کنکور٬ به مقطع کارشناسی ارشد صعود کند.
امروز که او در زندان است٬ لازم دیدم یادی از او بکنم و روزهای رفته...اگر چه شاید اندیشه متفاوت ما بین مان فاصله انداخت٬ اما همواره او را به خاطر تلاش هایش ستوده ام.
کیوان جان٬ امیدورارم این بار زندان کمرت را نشکند.
به امید آزادی هر چه سریعتر او.
منبع: یولیو پرس
گزارش ویژه آوای دانشگاه: بنا برگزارشات رسیده به "آوای دانشگاه" روز گذشته مادر کیوان امیری الیاسی (دانشجوی بازداشتی) به دانشگاه صنعتی شریف که فرزندش دوره ی کارشناسی ارشد مهندسی صنایع را در آنجا می گذراند مراجعه کرد.
مادر کیوان در این مراجعه با اساتید او ملاقات کرد و بازداشت کیوان و مشکلات پیش آمده برای وی را برای اساتید توضیح داد و از آنان خواست تا در مشکلات درسی که احتمالا برای کیوان پیش خواهد آمد با او همکاری کنند. اساتید نیز با ابراز تاسف شدید از بازداشت کیوان، فعالیت دانشجویی را حق دانشجویان دانسته و اعلام کردند که وی جرمی مرتکب نشده و اظهار امیدواری کردند که وی هر چه زود تر آزاد شود و به دانشگاه خود باز گردد.
همکلاسی های کیوان نیز با مادر او دیدار کردند. این دانشجویان ضمن ابراز تاسف از بازداشت دوست و همکلاسی خود خواستار آزادی وی شدند و اعلام کردند هر کاری به منظور آزادی هر چه سریع تر کیوان انجام خواهند داد.
شایان ذکر است طی روزهای گذشته شاهد اعتراضاتی در دانشگاه شریف نسبت به بازداشت دانشجویان و به خصوص بازداشت کیوان امیری الیاسی بوده ایم. انتشار مقالات در حمایت از وی، صدور بیانیه ی انجمن اسلامی، نصب عکس و نام کیوان بر روی بردهای دانشگاه و همچنین جمع آوری امضا از جمله ی این اقدامات بوده است.
گفتگو با مادر یکی از دانشجویان در بند، کیوان امیری الیاسی: من از تمام مردم آزادی خواه دنیا می خواهم که برای آزادی فرزندانمان تلاش کنند... آنان ممنوع الملاقات هستند. (۲۱ آذر)
مردم شریف ایران!
روز 16 آذر یاد آور مبارزات دانشجویان ایران در واکنش به کودتای آمریکایی – انگلیسی سال 32 و سفر نیکسون رییس جمهور وقت آمریکا به ایران، برای تحکیم حکومت کودتا بود. متاسفانه بعد از گذشت 54 سال هنوز این روز برای عده ای از دولت مردان ایران قابل تحمل نیست. چون در آستانه ی این روز تعداد زیادی از دانشجویان فعال دانشگاه های ایران در یک یورش سازمان یافته بازداشت و روانه ی زندان شده اند.
اینجانب حسن امیری الیاسی پدر دانشجوی بازداشتی کیوان امیری الیاسی دانشجوی کارشناسی ارشد صنایع دانشگاه صنعتی شریف به این بازداشت های خود سرانه و غیر قانونی اعتراض دارم و از تمامی زنان و مردان آزاد اندیش ایران می خواهم برای آزادی فرزندم و تمامی دانشجویان بازداشتی به هر شکل ممکن اقدام نمایند.
با امید به روزی که در این مملکت کسی را به جرم آزاد اندیشی و دگر اندیشی روانه ی زندان نکنند.
حسن امیری الیاسی
21/9/1386
